اي كاش كودكانمان كودن بودند!

تفكر عمودي تفكري كه بر اساس تجربيات و داده ها و قالب بندي هاي موجود در ذهن صورت مي گيرد و انسان به اندوخته هاي قبلي خود مراجعه مي كند.و تفكر جانبي يا واگرا كه خود داراي چهار بعد سيالي انديشه، انعطاف پذيري، اصالت انديشه ، بسط و گسترش مي باشد .تفكر عمودي همان تفكري است كه اغلب ما تريت يافتگان نظام گذشته ي آموزش و پرورش خروجيهاي آن مي باشيم.
ادامه نوشته

مردم سالاری دینی راهی به سوی تربیت سیاسی/ پرونده ویژه انتخابات

سبحان عرب زاده   

دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی

علمای علم سیاست نظامهای سیاسی را به سه دسته 1:نخبه سالار 2:تکثر گرا و 3:مردمی  تقسیم می کنند. رویکردی که ذیل نظام نخبه سالار وجود دارد قائل بر آن است که حکومت تنها حق عده ای خاص از مردم که آنها را نخبه می نامند است. آنها بر این باورند که جابجایی قدرت تنها دست به دست شدن قدرت بین نخبه گان داخل حاکمیت و نخبه گان بیرون از حکومت است. این عده بر این باورند که مرم عادی به دلیل عدم قدرت تشخیص پیچیدهگی های سیاست و عدم شعور کافی قابلیت حضور در قدرت و سیاست را دارا نیستند. اما گروه دوم...

 

ادامه نوشته

نسبت سن  رای و تربیت  دینی/ پرونده ویژه انتخابات

فاطمه اردبیلی
دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش

یکی از مسائل مهم سیاسی که هر از چندی بازارش داغ می شود، بحث سن رای دهندگان است. مسئله ای که اغلب با رویکردی سیاسی مورد بحث و جدل قرار گرفته و گاه از منظر حقوقی... این در حالی است که در میان همه این هیاهوها، خلا نگاه تربیتی به این موضوع کاملا احساس می شود. به راستی کاهش یا افزایش سن رای دهندگان چه تاثیراتی در تربیت و بلوغ فکری و سیاسی نوجوانان دارد. در این مجال اندک برآنیم تا با رویکردی دینی این بحث را کمی بیشتر بشکافیم.
ادامه نوشته

خلق را تقلیدشان بر باد داد!/ پرونده ویژه انتخابات

سروش شهریاری

آن چه نگارنده را بر آن داشت دست به قلم شود و در باب اخلاق جامعه ایران مطلب بنویسد فضای بد اخلاقی های انتخاباتی و هم زمانی آن با درگذشت مرجع بزرگوار شیعیان و آینه اخلاق و عرفان آیت الله بهجت(ره) است. پیش از این بنا داشتم در آینده مطلبی در باب اخلاق دانشگاهی و تربیتی کودکان در ایران و مقایسه آن با جامعه کانادا بنویسم اما با پیش آمد انتخابات و فضای به وجود آمده، درگذشت آیت الله بهجت(ره) را به عنوان تمثیلی از مرگ اخلاق در جامعه ایران تفسیر کرده و تصمیم گرفتم در همین فضا مطلبی را برای باز شدن باب گفتگو قلمی کنم. نگارنده خود را معلم اخلاق و این نوشته را در مقام وعظ و توصیه اخلاقی نمی داند اما به دلیل ارادت قلبی به مقام اخلاقی آن آیت عظمی و برای ترویج آن چه ایشان سعی در نهادینه کردن آن داشتند این چند سطر را از باب یادآور می نویسد شاید در خود و دیگران موثر افتد و کمک کوچکی به بهبود فضای پلید به وجود آمده در عالم سیاست ایران بنماید.  اگر نام از فرد یا گروهی برده می شود از سر اجبار و برای بیان مثال است و امیدوارم خود این نوشته لباس پلید توجیه در بر نکند و بر طبل بدسگالی نکوبد.

ادامه نوشته