خلق را تقلیدشان بر باد داد!/ پرونده ویژه انتخابات
بهجت عرفا و تضاد اخلاقی سیاسیون ایران:
نیکو دیدم برای معطر کردن بحث با کلام و توصیه ای اخلاقی از آن وجود الهی شروع کنم:
بسمه تعالی
الحمدلله رب العالمین، و الصلاة علی سید الأنبیاء و المرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوئیم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.
و اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که امّ الکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.
پس عرض می کنم که غرض از خلق، عبودیت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/56 ) و حقیقت عبودیت؛ ترک معصیت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».
ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست می داریم، چون امیر نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسیله او به ما می رسد؛ و او را پیغمبر صلوات الله علیه برای ما امیر قرار داده؛ و پیغمبر را دوست داریم، چون خدا او را واسطه بین ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داریم، برای اینکه منبع همه خیرات است و وجود ممکنات، فیض اوست.
پس اگر خود و کمال خود را خواهانیم، باید دوست خدا باشیم؛ و اگر دوست خداییم، باید دوست وسائط فیوضات از نبیّ و وصیّ، باشیم؛ وگرنه یا دوست خود نیستم، یا دوست واهب العطایا نیستیم، یا دوست وسائط فیوضات نیستیم.
پس کیمیای سعادت، یاد خداست، و او محرّک عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خیرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. باید اهتدا به هدایات آنها نماییم و رهروی به رهبری آنها نماییم تا کامیاب شویم.
دیگر توضیح نخواهید و آنکه عرض شد، ضبط نمایید و در قلب ثبت [کنید]، خودش توضیح خود را می دهد.
اگر بگویید چرا خودت عامل نیستی؟! می گویم: « اگر بنا بود که باید بگوییم ما عاملیم به هر چه عالمیم، شاید حاضر به این حضور و بیان نمی شدیم »؛ لکن دستور، بذل نعمت است، شاید به مقصود برساند؛ « ما أخذ الله علی العباد أن یتعلّموا حتی أخذ علی العماء أن یعلّموا ».
مخفی نماند اگر میسور شد برای کسی، نصیحت عملّیه بالاتر است از نصایح قولیه « کونوا دعاة إلی الله بغیر أاسنتکم »
وفقّنا الله و ایاکم لما یرضیه و جنبنا جمیعاً عن ما یسخطه و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علی محمد و آله الطاهرین واللعن علی أعدائهم أجمعین.
مشهد، ربیع الثانی ۱۴۲۰
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بهجت(ره)
در این یک چند روزی که از درگذشت حضرت آیت الله بهجت(ره) گذشت کمتر سایت خبری اسلامی-ایرانی را دیده ام که به بررسی گفتار و سخنان ایشان نپرداخته باشد. اکثرا با نقل خاطرات یا نصایح اخلاقی ایشان سعی در نشر افکار و توصیه های آن بزرگوار داشته اند که این خود جای بسی شکرگزاری دارد. اما آن چه مایه تاسف و تاثر است بسنده کردن به نقل این خاطرات و عدم عمل کردن به آن هاست. آن چه که خود آن بزرگوار موکدا به آن توصیه می کردند و در کلام نقل شده در بالا هم ذکر شده صراحت و تاکید ایشان بر عامل بودن و نهی از نقل بدون کردار است. نگاهی به صفحات وب سایت هایی مانند رجانیوز، تابناک، قلم نیوز، الف، فارس نیوز، مهر نیوز، ایسنا، ایرنا، تیک نیوز و... [فتوتا: اثبات ادعای مربوطه در رابطه با خبرگزاری ها و پایگاه های خبری-تحلیلی مذکور بر عهده مولف می باشد] نشان می دهد که همه گردانندگان این وب سایت ها –حداقل در مقام صحبت و ادعا- افکار و گفتار ایشان را هم به عنوان معلم اخلاق و هم در مقام مرجعیت شیعه نافذ و لازم الاجرا می دانند اما فاصله میان این ادعا تا عمل را چه کسی می تواند نادیده بگیرد؟ هنگامی که در کنار عکس این بزرگوار و دقیقا در همان روزی که توصیه های ایشان را در صفحه اول سایت قرار داده اند، مطلبی در تخریب، لجن پراکنی، سیاه نمایی، بی آبرو کردن دیگر مومنین بر روی خروجی سایت ها قرار می گیرد مخاطب با تضاد و متناقض نمایی مواجه می شود که هیچ راهی برای حل آن نمی یابد. آیا این رفتار متضاد اکثر رسانه های ما تایید گفتار کسانی نیست که جدایی دین از سیاست را فریاد می زنند و به نام نجات دین و حفظ حریم آن مدافع سکولاریزم شده اند؟ چگونه می توان بعد از خواندن توصیه هایی که قلب انسان را مالامال از لطائف الهی می کند به صفحه ای دیگر رفت و دید که در این بازار تهمت و افترا مطاع انسانیت را به ثمن بخس چگونه به چوب حراج گذاشته اند؟ گردانندگان رسانه های ما باید پاسخ دهند که چگونه می توان ادعای پیروی از اندیشه های حضرت امام(ره) و شهید مطهری(ره) را با چنین اعمال ماکیاولیستی جمع کرد و هدف چرا به این راحتی توجیه گر وسیله می شود؟ چگونه می توان ادعای پیروی از مولی علی (علیه السلام) را داشت ولی در تصاحب قدرت از به کار بردن هیچ ترفند و حیله ای دریغ نکرد؟ ریشه این همه بی اعتقادی در کجاست؟
به نظر نگارنده داستان سیاستمداران مدعی اسلام گرایی در ایران داستان همان شترمرغ است که وقتی به او می گفتند بار ببر، خود را مرغ می خواند و وقتی از او طلب پرواز کردند خود را شتر معرفی می کرد! برخی بازیگران عرصه سیاست در ایران یا به دلیل غفلت و فراموشی یا به جهت عدم اعتقاد قلبی به تعالیم اسلام، شعار ((هدف هر وسیله ای را توجیه می کند)) را سرلوحه اقدامات خود قرار داده اند. کم نیستند سیاست بازانی در هر دو جناح و بعضا در میان دوستان حزب اللهی که حتی در مقام نظریه پردازی نیز نمی دانند جایگاه سیاست در نظام اخلاقی اسلام کجاست و یا میان اخلاق و سیاست چه ارتباطی برقرار است. در واقع نوعی سکولاریزم پنهان و خفی در نهاد فکری بسیاری از بازیگران عرصه سیاست ایران رخنه کرده است و این دوستان میان عرصه اخلاق و سیاست همان فاصله ای را قائل هستند که غربی ها میان دین و سیاست. به بیان دیگر عرصه عرفان و اخلاق برای این دوستان در همان دعای کمیل و سینه زنی های محرم محدود و خلاصه می شود و دامنه آن به مباحث سیاسی کشیده نمی شود. در بحث های سیاسی این دوستان جایی برای ذکر خداوند وجود ندارد و اصولا سیاست- در این دیدگاه- عرصه تاخت و تاز غفلت است تا صحنه بروز عبودیت. اگر سکولاریزم را به جدایی دین از عرصه های اجتماعی تعریف کنیم، سیاست ورزی بسیاری از ما مصداق تام و تمام سکولاریزم است. عرصه ای که دین در آن راه ندارد و تنها هدف را توجیه و تزئین می کند و به وسیله نیل بدان مقصود ارتباطی ندارد. فریاد شهید مدرس و جمله معروف ایشان در تنیده شدن سیاست در دیانت و ادعای گزاف برخی در پیروی از این شعار مصداق داستان همان شتر مرغ است. از طرفی ادعای پیروی از دستورات دین را داریم و از طرف دیگر اعمال سیاسی ما دقیقا الگو برداری شده از فرهنگ سکولار سیاسی غرب است. ما باید تصمیم بگیریم که شتر هستیم یا مرغ؟
خلق را تقلیدشان بر باد داد / ای دو صد لعنت بر این تقلید باد
داستانی است شیوا در دفتر دوم مثنوی که در آن مولوی شرح حال صوفی یی را بیان می کند و جریان خر او را که چگونه از او ربودند و او خود بدون آنکه بداند و در تقلید از جماعت در سماع می گفت ((خر برفت و خر برفت و خر برفت)). داستان مفصل است و دوستان می توانند برای خواندن اصل داستان به مثنوی مراجعه کنند اما نتیجه ای که مولوی از این داستان می گیرد در این بیت خلاصه می شود: ((خلق را تقلیدشان بر باد داد/ ای دو صد لعنت بر این تقلید باد)). آن چه جامعه سیاسی ما را بر باد بی اخلاقی داده است همین تقلید از روش های سیاست ورزی غرب است. آن چه آنان در روش های تبیلغاتی خود به کار می بندند اعم از شگردهای روانشناسی در عوام فریبی، تخریب رقیب، سیاه نمایی، توجیه عملکرد و یا تطمیع و تهدید رقبا ، همه و همه در تبلیغات ریاست جمهوری ما دیده می شود و این دست پخت نامیمون مشاوران غرب زده همه چیز دارد جز طمع و بوی اخلاق اسلامی. این مشاوران برای قبولاندن روش های ضد دینی خود به کاندیداها هدف را مقدس و مطلوب جلوه می دهند و برای تزریق سم توجیه در رگ های سیاست از هیج ریاکاری و نیرنگی دریغ نمی کنند. همین می شود که به طور مثال در دوره دوم انتخابات قبل کسانی مدافع و مبلغ آقای هاشمی شدند که کمترین دلبستگی به ایشان و یا آرمان های انقلاب و اسلام نداشتند و یا آن فیلم تبیلغاتی کذایی را برای ایشان ساختند که رنگ نازک و بدجلوه تظاهر و ریا بر روی آن را می شد به راحتی از اصل آن تمیز داد. مثال دیگر تمسک به سیادت آقای مهندس موسوی در انتخابات اخیر است. کسانی امروز علم حمایت خود را با روبان های سبز تزئین کرده اند که ضدیت برخی از آنها با اصول اساسی اسلام اظهر من الشمس و عدم پایبندی آنها به دستورات اولیه اسلامی در برخوردهای خصوصی به عینه مشخص است. در آن سوی قضیه هم برخی به نام دفاع از آرمان های انقلاب و جریان عدالتخواهی دستگاه های توجیه تراش خود را روشن کرده اند و به رنگ آمیزی هر آن چه دولت نهم انجام داده می پردازند: از قضیه مدرک آقای کردان گرفته تا موضع گیری های جنجالی آقای مشایی و یا برای تخریب رقیب از دامن زدن به آشوب های قومی و تفرقه نژادی که سم اتحاد ملت است هیچ ابائی ندارند. آن چه در این میانه بی مهابا ذبح می شود اخلاق و عدالت در گفتار است و خون این مقدس ترین اهداف انبیا شجره ملعونه ای را آبیاری می کند که سایه شوم شاخه هایش هر لحظه بیش از پیش بر جامعه ما سایه می افکند.
آینده تاریخ از آن مستضعفان و صدیقین است
تمدن مهدوی و ساختار حکومت علوی برخاسته از تمامی تعالیم اسلامی است و مبتنی بر خواست اختیاری و تکامل اخلاقی مردم. سکوت بیست و پنج ساله علی(علیه السلام) و غیبت هزار و چند صد ساله امام زمان(عجل الله نعالی فرجه الشریف) همه نشان دهنده این واقعیت و سنت الهی است که خداوند احوال هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی دهد مگر با اراده و جهاد خود آن ملت. اخلاق سیاسی و انتخاباتی در ایران هم مستثنی از این قاعده نیست. برای تربیت نسلی که سیاست را جدای از دیانت نپندارد و بتواند میان فعالیت آگاه سیاسی و کمال اخلاقی-عرفانی خود جمع کند نیاز به معرفی الگو و عمل صادقانه داریم. با دید وسیع تری باید به جریان های سیاسی نگاه کنیم و پیروزی امروز را توجیه گر عمل غیر اخلاقی خود قرار ندهیم زیرا تاریخ به ما ثابت کرده که آنچه می ماند صداقت است هر چند در زمان کوتاهی خلاف آن به نظر برسد. امروز هزار و چند صد سال از نیرنگ های معاویه و یزید بر علیه مولی علی(علیه السلام) و فرزندانشان می گذرد اما تا ابد ننگ آن خیانت ها، نیرنگ ها و توحش بر پیشانی بنی امیه باقی خواهد ماند و در مقابل آموزه های علوی عزت و انسانیت را مجسم خواهند کرد. اگر الگوی ما علی(علیه السلام) است باید بدانیم که نیرنگ و دغل بازی در سیاست جایی ندارد، حق را باید گفت هر چند بر ضد منافع گروه و جناح ما باشد و برای پیروزی کاندیدای خود – هر چند برحق- نمی توان به هر وسیله ای تمسک جست. باید کلام امام امت را نصب العین خود قرار دهیم که: ما مامور به انجام وظیفه هستیم نه کسب نتیجه.
والسلام علی من اتبع الهدی